Friday, June 4, 2010

تسخير اورميه بدست كريم خان زند

تاريخ رسمي ايران كه در مدارس و دانشگاه ها آموزش داده مي شود مشهون از انواع دروغ و توهم و قلب واقعيات است . از شخصيت هاي تاريخي كه به دروغ و در جهت بزرگ كردن خودي و در نتيجه تحقير رقيب از آن استفاده شده كريم خان زند مي باشد. كريم خان از طوايف لک و مردي بي رحم و بي سواد بود كه پس از 16 سال درگيري با متحدان خود سرانجام توانست ابتدا دوستان و متحدان قديمي خود را به قتل برساند و سپس يك به يك بر حريفان خود فائق آمده و پس از 9 ماه محاصره اورميه در اين شهر به تخت سلطنت نشست. کریم‌خان از ایل لر زند بود .پدرش ایناق خان نام داشت و رئیس ایل بود. کریم خان در آغاز سرباز سپاه نادرشاه افشار بود و پس از مرگ او به ایلش پیوست و کم کم با سود بردن از جو به هم ریخته پس از مرگ نادر نیرویی به هم زد و چندی بعد با دو خان بختیاری به نام های ابوالفتح خان و علیمردان خان ائتلافی را فراهم ساخت و کسی را که از سوی مادری از خاندان صفوی می‌‌دانستند به نام ابوتراب میرزا را به شاهی برداشتند. در این اتحاد علیمردان خان نایب السلطنه بود و ابوالفتح خان حاکم اصفهان و کریم خان نیز سردسته سپاه بود. اما چندی که گذشت علیمردان خان ابوالفتح خان را کشت و بر دیگر همراهش کریم خان هم شورید ولی سرانجام پیروزی با کریم خان بود.چندی هم با محمد حسن خان قاجار دیگر داودار پادشاهی ایران درگیر بود که سرانجام سربازانش محمد حسن خان را در حالی که رو به گریز بود کشتند. او بازمانده افغان های شورشی را نیز یا تار و مار کرد و یا آرام نمود.
فتحعلي خان افشار ارومي از سرداران بزرگ نادر شاه كه حاكم فارس و اصفهان بود و در جنگ كريم خان با آزاد خان افغان از آزاد خان حمايت ميكرد پس از شكست محمد حسن خان قاجار و تصرف استر آباد بدست زنديه به آزربايجان برگشت و تبريز و اورمو(اورميه) را تسخير و در ارك اورميه به تمشيت امور پرداخت . كريم خان در سال 1174قمري به آزربايجان لشگر كشيد و شهرهاي تبريز و مراغه و سالماس(سلماس) را به راحتي منكوب خود كرد و سپس به جنگ ايلات شاهسون رفت . به علت طولاني شدن جنگ و كمي نفرات و آذوقه به تهران برگشت و پس از جمع آوري سپاه فارس و بختياري در سال 1175براي بار دوم عازم آزربايجان شد. فتحعلي خان افشار در حوالي قره چمن به استقبال دشمن آمد و تلفات و ضايعات بسياري به دشمن زد ولي پايداري خان زند و لجاجت وي سرانجام باعث پيروزي زنديه بر سپاه آزربايجان شد. خان زند پس از تصرف مجدد تبريز و مراغه و سلماس قلعه مستحكم اورمي را به محاصره در آورد . تنها دلخوشي خان افشار سرماي زمستان بود .كريم خان كه فكر زمستان را كرده بود و آذوقه كافي انبار نموده بود دستور داد در اطراف اورمو(اورميه) خانه هايي براي زمستان گذراني بنا كنند. توپ هاي لشگر زند روي شيخ تپه مستقر شده بود و روز و شب برج و باروي قلعه اورمو(اورميه) را مورد هدف قرار مي داد وليكن مدافعين به شدت به تعمير ديوارها مي پرداختند. خيمه هاي كريم خان در چمن هاي صدقه و و تپه دييه له (ديگاله)مستقر گرديد. مدافعان جسور افشار به شرح زير به دفاع از شهر پرداختند:
شاه محمد بيگ كهللو و ميران بيگ محمد لو محافظ دروازه تورپاق قالا
ميرزا محمد بيگ و شاه محمد بيگ سعدلو محافظ دروازه خزران
خليل بيگ و علي شش پر بيگ قره حسنلو محافظ دروازه بازار باش
قهرمان بيگ و جليل بيگ عربلو محافظ دروازه يورد شاه
فتحعلي بيگ و الله بيگ بكيشلو محافظ دروازه هندو (عسگرخان)
علي مصطفي بيگ و آقا علي بيگ ارشلو محافظ دروازه مشهد (بالوو)
محمد جليل بيگ و خدايار بيگ قاسملو محافظ دروازه ارك
 در اين بين يزيديان عراق و سوريه به تهاجم و ايجاد مزاحمت در مرزهاي غربي پرداختند ولي لشگر اعزامي خان زند به استعداد هفت هزار نفر و فرماندهي مرادخان موفق به سركوب شيطان پرستان كرد (يزيديان)شد. در اين بين به علت كمبود آذوقه و محاصره شهر بدست لر و لك و بختياري و فارس انواع بيماريهاي واگير و گرسنگي به قتل عام مردم اورميه پرداختند. مردم به قدري در مضيقه بودند كه به خوردن گربه و سگ و اجساد مردگان پرداختند . برخي حتي به كشتن و خوردن بچه هاي خود نيز دست مي زدند كه داستان هاي تلخي را در افواه عموم از آن زمان به يادگار گذاشت . به هر روي پس از نه ماه محاصره و نيز نزديك شدن برخي از افشار از قبيل امير گونه افشار به خان زند قلعه اورميه بعد از تسليم خان افشار مسخر كريم خان گرديد. كريم خان سه ماه در اورميه ماند و در دارالاماره اورميه بر تخت شاهي نشست و از اينجا به اداره امور كل كشور پرداخت .  از آنجا كه خان زند مردي سياس بود ابتدا با با دختر موسي خان قاسملوي افشار ازدواج كرد و با دادن خلعت و شمشير به فتحعلي خان( ارشلوي ) افشار در ظاهر او را به جاي برادر مقتول خويش اسكندر خان زند كه اتفاقاً به دست خان افشار و در جنگ اصفهان در حوالي قمشه كشته شده بود ، نهاد . ايتدا خان افشار را مامور دفع مزاحمت عشاير بلباس و منگور كه از خاك عثماني و حوالي دياربكر و حكاري به محال ترغاي-مكريان كنوني- (از سولدوز تا ساوج بلاغ ) حمله كرده بودند نمود و پس از دفع فتنه اكراد ، خان افشار را ملتزم ركاب نمود و چندي بعد در حوالي شهرضا (قمشه)با ناجوانمردي در كنار قبر اسكندر برادر خويش خان افشار را با ريسمان خفه كرد.
منبع:

Thursday, May 13, 2010

مسجد جامع اورميه

مسجد جامع اورميه از بناهاي نيمه دوم سده هفتم هجري قمري است. اين مسجد در وسط بازار قرار دارد و داراي صحن بزرگ و شبستان آجري وسيع است كه قسمت اصلي وسطي آن با گنبدي بلند پوشيده شده است. محراب مسجد از نظر گچبري و خطوط از زيباترين آثار هنري مغول بوده و ارتفاع آن 82/7 متر و عرض آن 48/5 متر است
البته محراب در سال 676 هجري قمري بدست استاد عبدالمؤمن تبريزي گچبري شده و شايد خود مسجد از اين تاريخ قديمي تر باشد. مسجد در سال 1184 هجري قمري بدستور رضا قلي خان بيگلر بيگي ايل افشار و حاكم اروميه تعمير شده است.

















منبع:
 urmiainfo.com

Wednesday, May 12, 2010

محمدحسن خان امیر نظمی افشار













دوتن از سران افشار
محمدحسن خان امیر نظمی افشار در سال 1251 ق در اورمیه بدنیا آمد. وی از ایل افشار بود. این ایل از بزرگترین ایلات ایران است که در استانهای آزربایجان شرِقی، آزربایجان غربی، خراسان، کرمان، فارس، سیستان، زنجان، همدان و خوزستان پراکنده اند. افشارها از ایلات ترک تبار هستند که از ترکستان به ایران آمده اند.
افشارها از زمان شاه تهماسب، حکومت اورمیه را در دست داشته اند. در زمان سلطنت شاه عباس اول، کلبعلی سلطان افشار در جنگ بغداد رشادت فراوان کرد و شاه موافقت نمود تا ایل افشار عموماً در منطقه آزربایجان غربی و اورمیه ساکن شوند. طبق این فرمان کلبعلی سلطان تعداد 8000 خانوار از افشارها را از عراق و فارس و خراسان به اورمیه آورد.
ایل افشار دارای 14 طایفه است. محمدحسن امیر نظمی افشار از طایفه افشار قاسملو بود. اجداد وی همواره حکمرانی مناطقی چون خوی و اورمیه را در دست داشته اند. رضاقلی خان افشار قاسملو در سال 1182 ق/ 1146ش از طرف کریم خان زند بیگلربیگی اورمیه شد و پسرانش یکی پس از دیگری این مقام را داشتند.
محمدحسن امیر نظمی نوه شهریارخان افشار و برادر زاده محمدصادق خان امیر تومان افشار بود. محمدحسن از سنین جوانی وارد خدمات دولتی شد. او در قشون اورمیه درجة امیرتومانی داشت و به حاجی امیر تومان معروف شد. او همواره در امور عام المنفعه پیشقدم بود. یکی از اقدامات خیرخواهانه وی تأسیس مدرسة دارالایتام اسلامیه در اورمیه در سال 1324ق/ 1284ش بود. در تأسیس این مدرسه که نخستین مدرسه به شیوة نو در اورمیه بود، جمعی از مردم فرهنگدوست و نیکوکار شرکت داشتند. حاجی امیرتومان در تأسیس آن مجاهدت فراوان کرد و مساعدت مالی بسیار نمود.
برنامة تحصیلات در این مدرسه علاوه بر دروس شش سالة ابتدایی، شامل صنایع خیاطی، کفاشی و نجاری نیز بود. در آن مدرسه سی نفر از اطفال یتیم نیز تحصیل می کردند که کلیه هزینه های آن بر عهده بانی آموزشگاه بود. برای کودکان بی سرپرست قسمت شبانه روزی نیز ضمیمة مدرسه بود و مؤسس تمام هزینة لباس و خوراک را بر عهده داشت. برای مدیریت این مدرسه و تدریس الفبا مرحوم میرزا حسین رشدیه برادر میرزا حسن رشدیه بنیانگذار مدارس نوین ایران را از تبریز به اورمیه آوردند. این مدرسه نیز همچون سایر مدارس جدید اورمیه تا سال 1336ق/1296ش در اغتشاشات اورمیه از میان رفت.
محمدحسن حاجی امیر تومان در خدمات دولتی از خود صداقت و لیاقت نشان داد. در این زمان وی از نظر مالی متمکن و سخت مشغول کارهای حکومتی بوده است. بازیل نیکیتین کنسول روسیه در اورمیه طی نامة مورخة 15 ذیحجه 1333 ق به محمدصادق میرزا معزالدوله حاکم اورمیه گلایه کرد که حکومت به کارهای مسیحیان رسیدگی نمی کند. معزالدوله در نامة مورخ 17 ذیحجه 1333 این مسئله را رد کرده و افزود: «با وجود این محض تسریع تسویة امور دوستدار مثل جناب مستطاب اجل حاج نظم السلطنه امیرتومان، شخص فعال و بی غرض و بی طمع را مجبور کرده است که هر روز مرتباً به رسیدگی امور مسیحی و مسلمان مشغولند.»
محمدحسن با دریافت لقب نظم السلطنه حاکم خوی شد. مردم او را حاج نظم السلطنه می شناختند. پیش از وی یوسف خان شجاع الدوله افشار از خویشاوندان نظم السلطنه، حکومت خوی را در اختیار داشت. نظم السلطنه در طول حکمرانی خود در خوی، نام نیکی از خود به یادگار گذاشت. مردم خوی و سلماس از وی خاطرات نیکی به یاد دارند. علت این بود که او نه تنها در امور اجتماعی و سیاسی، محل مأموریت خود را به نحو احسن اداره می کرد بلکه از نظر فرهنگی و ایجاد سازمانهای خیریه نیز خدمات شایان نمود.
هنگامی که نظم السلطنه حکومت خوی را در دست داشت، اوضاع در این منطقه بسیار بحرانی بود. انقلاب سوسیالیستی 1917 روسیه موجب آوارگی و نابسامانی نیروهای روسی مستقر در ایران شده بود. اغتشاشات اورمیه و وضعیت نابسامان حقوق و معیشت این سربازان باعث شد که آنان به غارت شهرها بپردازند. خوی یکی از این شهرها بود که در خطر چپاول سربازان روسی قرار داشت. نظم السلطنه تنها عنوان حکومت خوی را داشت و هیچ نیروی نظامی در اختیار وی نبود. در این وضعیت نابسامان نظم السلطنه در اعلامیه ای وضعیت را به آگاهی مردم رسانده و از آنان خواست تا خود امر دفاع را انجام دهند. با این وجود او تأکید کرد که :«... هرکس از مأمورین اداره برخلاف نیات این جانب رفتار کرده باشند، تنبیه سخت کرده، از اداره خارج خواهم کرد و ابداً حامی مأمورین ظالم نخواهم بود.»
روز چهارشنبه 19 صفر 1336ق/14 آذر 1296ش سالداتهای روس بازار خوی را سوزاندند و چند تن را کشتند. اهالی شهر و همچنین نظم السطلنه به کنسولگری روسیه مراجعه کرده و از اعمال سربازان روس شکایت کردند. کنسول اظهار داشت که اختیاری بر سربازان روس ندارد. مردم اجازه خواستند تا خود آنان را دفع نمایند. کنسول نوشته ای به آنان داد مبنی براینکه مردم در دفاع مختارند. شهر به میدان جنگ تبدیل شد. نظم السلطنه در این اوضاع خوی را به مقصد تبریز ترک کرد. مشخص نیست که هدف نظم السطلطنه از رفتن به تبریز چه بوده است ولی این عمل باعث شد تا بزرگان خوی دیگر به حکومت وی راضی نباشند. وضعیت خوی با خروج نظم السلطنه از شهر بحرانی تر شد. عده ای از اعیان خوی نزد امیرامجد از خوانین ماکو رفته و خواهش کردند که وی کامل پاشاخان فرزند خود را به حکومت خوی بگمارد تا شهر سر و سامانی پیدا کند. نظم السلطنه اصرار داشت که با این سمت دوباره به خوی بازگردد ولی نمایندگان خوی به این عنوان که وی پست خود را در چنان موقعیت بحرانی و حساس ترک کرده ، درخواست او را نپذیرفتند. بدین ترتیب کامل پاشاخان حاکم خوی شد.
در سال 1336ق واقعة هجوم جیلوهای ارمنی به اورمیه رخ داد. در این زمان اجلال الملک حاکم اورمیه و امیر تومان نیز از بزرگان شهر و مشاوران او بود. در شعبان 1337 که کردها به اورمیه حمله کردند، خانة نظم السلطنه نیز هدف چپاول قرار گرفت. در سال 1339 ق/1300 ش وی معاون حکومت اورمیه بود. در 16 شعبان همان سال که شیخ عبدالله کرد در ماجرای سیمتقو وارد اورمیه شد، اوضاع در شهر بحرانی شد. ارشدالملک حاکم شهر از خود درایتی نشان نداده بود. اعیان، علماء و تجار اورمیه توافق کردند که ارشدالملک از حکومت اورمیه برکنار شود. براساس تصمیمات آن، هیئتی مرکب از چهارنفر حکومت شهر را در دست گرفتند که نظم السلطنه یکی از آنها بود. وظیفة این هیئت رتق و فتق و تسویة امور حکومتی بود. (اورمیه در محاربة عالم سوز، ص 447) چندی بعد هیئتی از طرف اعیان اورمیه به دیدار سیمتقو رفتند که نظم السلطنه نیز جزء آنان بود. سیمتقو به وی صد تومان پول هدیه داد و نظم السلطنه نیز یک جفت سردوشی سرداری و یک عدد انگشتری الماس به سیمتقو تقدیم کرد. این اقدامات با هدف حراست از اورمیه در برابر خطر کردهای شکاکی به رهبری سیمتقو بود. از این پس نیز جلسات و مذاکرات مهم در منزل و با حضور نظم السلطنه برگزار می شد.
نظم السلطنه پس از انقراض قاجاریه و در زمان سلطنت رضاشاه نیز یکی از افراد متنفذ و مورد احترام اورمیه بود. او مدتها در انجمنهای خیریه، شهرداری و شیر و خورشید، عضویت و ریاست داشت.. او در سال 1309 نشریه ای با نام «رضائیه» منتشر کرد. شمارة اول آن روز 14 اسفند 1309 از زیر چاپ درآمد. این نشریه هفتگی به چاپ سربی و با روش مجلة دینی انتشار می یافت. این نشریه پس از چندی تعطیل شد و مجدداً در سال 1312 دوباره انتشار آن از سرگرفته شد ولی دوباره تعطیل گردید. مدت انتشار آن از آغاز تا پایان 10 سال طول کشید.
پس از شهریور 1320 نظم السلطنه از نیکوکاران و خیرخواهان اورمیه به شمار می رفت. در سالنامة آریان نام حاج محمدحسن امیرنظمی افشار در میان صورت نامهای مردان بلندهمتی قرار داشت که در سال 1323 بوسیلة ایجاد مؤسسات خیریه یا کمک در راه پیشرفت فرهنگی و تمدن کشور و مستحدثات عام المنفعه بذل مساعی کرده و صرف همت نموده اند. مقام و منزلت اجتماعی والای نظم السلطنه در اورمیه از آنجا پیداست که در سال 1327 سیدحسن تقی زاده نمایندة آذربایجان به اورمیه آمده و در منزل وی سکونت کرد. دو روز بعد در جلسه ای که عموم طبقات، فرماندهان لشکر و افسران ارشد و رؤسای ادارات نیز حضور داشتند، انصاری مدیر روزنامه کیوان که از سال 1320 در اورمیه منتشر می شد، از طرف اهالی اورمیه استدعا نمود که نمایندگان هرچه زودتر اقدام به تشکیل مجلس سنا نمایند. پس از عزیمت تقی زاده از اورمیه، مقدمات برای انتخابات مجلس مؤسسان در کشور آماده شد و در فروردین 1328 محمدحسن امیر نظمی از اورمیه حائز اکثریت آراء گردید. حسین امید در سال 1332 از درگذشت وی خبر داده است. بدین ترتیب محمدحسن خان امیرنظمی افشار می باید بین سالهای 1328 تا 1332 درگذشته باشد.
تحقیق: پرویز شاهمرسی
منبع:
 http://urmulutaymaz.blogspot.com/2010/05/blog-post_2822.html

Friday, May 7, 2010

در مورد اورمو گولو(درياچه اورميه) و اكوسيستم آن بيشتر بدانيم










در مورد اورمو گولو(درياچه اورميه) و اكوسيستم آن بيشتر بدانيم
درياچه اورميه كه يكي از مهمترين و با ارزشترين اكوسيستمهاي آبي آزربایجان و ايران است، در اوايل دهه 1350، به عنوان پارك ملي و در سال 1355، به عنوان ذخيره‌گاه بيوسفر از سوي سازمان يونسكو اعلام شده است. همچنين درياچه اورمیه جزو تالابهاي با اهميت بين‌المللي محسوب و در سال 1354 به كنوانسيون حفاظت از تالابها (رامسر - 1971) معرفي شده است و جزو مناطق داراي اهميت براي پرندگان است که متاسفانه امروزه بر اثر بي توجهي مسولان و رعايت نکردن بعضي از اصول زيست محيطي درياچه اورمیه در حال نابودي است .
خواص شيميايي آب درياچه اورمیه:
آب‌ اغلب‌ رودخانه‌هايى‌ كه‌ به‌ اين‌ درياچه‌ مى‌ريزند، به‌ سبب‌ عبور از طبقات‌ پر نمك‌ و سولفات‌ دو سود شور است‌. از نظر طبقه بندي شيميائي آب درياچه اورميه تيپ كلره داشته و باقيمانده خشك عناصر محلول درآب آن (T.D.S) در دوران پرآبي در حدود ۱۸۰ ودرزمان كم آبي در حدود ۴۲۰ گرم در ليتر ميباشد. وزن مخصوص آب درياچه 1.150 تا1.75تن برمتر مکعب است.
تركيب‌ املاح‌ آب‌ درياچه‌ اورمیه چنين‌ است‌: كلرور سديم‌: 37/86 گرم‌، كلرور منيزيم‌: 94/6 گرم‌، سولفات‌ دوشو: 34/0 گرم‌، سولفات‌ منيزي‌: 08/6 گرم‌ و كلرور كلسيم‌: 27/0 گرم‌ رسوبات‌ شيميايى‌ درياچه‌ شامل‌ نمك‌ طعام‌، گچ‌، آرا گونيت‌ و تا اندازه‌اي‌ كلسيت‌ است‌. در سواحل‌ باتلاقى‌ درياچة اورميه‌ لجنى‌ متعفن‌ وجود دارد كه‌ به‌ صورت‌ خمير سياه‌ رنگ‌ داراي‌ تركيبات‌ گوگردي‌ و خواص‌ درمانى‌ است.
اسيديته يا قليائيت آب درياچه اورمیه(PH) درفصل بهار به دليل پايين بودن دما و بارش باران هاي اسيدي درمحدوده ۶/۸ ودر فصل تابستان ۷/۸ ميباشد .هدايت الكتريكي آب بسته به وضعيت حجم آب درياچه از ۲۰۰۰۰۰تا ۶۰۰۰۰۰ ميكروموس برسانتيمتر مربع متغير بوده وتنها موجود زنده اي كه قادر است در آب شور اين درياچه زندگي نمايد آرتميا ساليناست كه خوراكي مقوي و بسيار مناسب براي ماهيان پرورشي ميباشد.
ويژگي هاي زيست محيطي درياچه اورمیه:
حوزه درياچه اورميه جزوتقسيم بنديهاي مرکز تنوع گياهان(word wildlife fund)WWFو(International union concervation of nature)IUCNقرار دارد.در حوزه اکولوژيکي در ياچه اورميه 546 گونه گياهي به ثبت رسيده است. جوامع گياهي عبارتند از گياهان شور پسند(Halo phy tic)،گياهان شن پسند(Pseammaphytic) ، گياهان خشک زي(Xero phytic)گياهان آب پسند(Hydro phytic) -درياچه اورميه شامل انبوه فراواني از جلبک هاي سبز – آبي مي باشد . توليد بالاي اين جلبکها اساس زنجيره غذايي را ايجاد مي نمايد. در حوزه اکولوژيکي درياچه اورميه ،27 گونه پستاندار ، 212 گونه پرنده ، 41 گونه خزنده ، 7 گونه دوزيست و26 گونه ماهي وجود دارد.درياچه اورميه زيستگاه زمستان گذراني گروه هاي بزرگي از مرغان آبزي (بويژه اردکها و مرغان دراز پا Waders) مي باشد. علاوه بر اين بزرگترين کلنيهاي توليدمثل فلامينگو  در ايران و همچنين پليکان سفيد را پذيرا مي باشد . دو نوع از پستانداران در معرض نابودي  به جزايرپارک ملي درياچه معرفي و در آنجا جمعيت آنها افزايش يافت. اين دو نوع پستاندار گوزن زرد ايراني Dama mesopotamica  و قوچ و ميش Orientalis gimelini ovis)) مي باشد.
مهمترين بي مهره آبزي درياچه اورميه Artemia urmiana مي باشد که يک گونه ميگوي بومي آب شور مي باشد. اين جانور از رده سخت پوستان بوده و تامين کننده غذاي بسياري از گونه هاي مهم پرندگان از جمله فلامينگو مي باشد.
در درياچه اورميه تعداد زيادي زيستگاه آبي و خشکي وجود دارد ، 17 سايت بحراني شامل خود درياچه  بعضي زيستگاه هاي خشکي مهم و تالاب هاي اطراف در ياچه به عنوان مهمترين نواحي جهت مديريت حفاظتي و حمايتي مطرح شده اند.
گونه هاي مورد تهديد ثبت شده در حوزه اکولوژيکي درياچه اورميه سال1379 IUCN :
باکلان کوچک ،اردک بلوطي، غاز پيشاني سفيد کوچک، خروس کولي دشتي، عروس غاز ، ميش مرغ،اردک مرمري، متاي پا سرخ، اردک سر سفيد،دليجه کوچک.
آرتيميا اورمیانا:
تا کنون 6 گونه آرتيميا در آب هاي دنيا شناسايي شده اند ، آرتيميا در همه آبهاي شور مشاهده نمي شود که دليل آن شايد مهاجرت نکردن آرتيميا از يک بيوتوپ به بيوتوپ ديگر باشد . اين جانور ازنظر آناتوميکي ، در مقابل دشمنان خود که اغلب از گوشت خواران آبزي هستند از ساختمان دفاعي لازم برخوردار نيست . بنابراين سازو کار انتشار ان بيشتر بر مبناي حمل ونقل تخم آن توسط باد و پرندگان، ازمحلي به محل ديگر است.
تخم آرتميا تا سه روز دربدن پرندگان ، بدون هيچ گونه تغيير در قوه ناميه اش باقي مي ماند. اين جاندار مي تواند در شوري هاي بالاي حد اشباع 340 در هزار زنده بماند و در طبيعت ، در آبهاي با شوري کمتر از 45 در هزار به هيچ وجه مشاهده نمي شود. آرتميا حاوي بهترين سيستم شناخته شده تنظيم اسمز در تمام جامعه جانوري است ، ولي حد پاييني از شوري براي حيات آن مناسب تر است: زيرا اگرميزان شوري بالا باشد ،انرژي  بيشتري را بايد صرف تنظيم فشار اسمزي خود کند.اين جانور از زمان کوتاهي براي توليد نسل خود برخوردار است -2 هفته – و تا رسيدن به مرحله بلوغ ، حدود 15 بار پوست مي اندازد . درمدت 50-60 روز عمر خود نيز 10تا 11 بار توليد نسل مي کند که اغلب هر بار 100 تخم دارد. تخم آن را مي توان براي ساليان متمادي در شرايط خاص و ساده اي نگه داري کرد. اين جاندار بهترين منبع غذايي براي ماهيان تازه متولد شده است. 
درياچه اورميه بيمارستاني طبيعي براي گردشگران:
آبهاي نيلگون وسواحل زيباي دومين درياچه شور جهان درقلب اورميه در تمام فصول پذيراي گردشگراني است كه از دل شهر به دامان طبيعت پناه مي آورند.
درياچه اورميه، كه 102 جزيره بزرگ و كوچك را در دل خود جاي داده است، هر ساله پذيراي گردشگران خارجي و داخلي اي است كه براي تفريح و استفاده از جاذبه هاي گردشگري اين درياچه و يا براي درمان بيماري ها با استفاده از جلبك ها و املاح آب درياچه اورميه به قلب اورميه پناه مي آورند.
زيبايي هاي درياچه اورميه و موقعيت جغرافيايي آن سبب مي شود همه گردشگراني كه وارد استان آزربايجان غربي مي شوند، از اين درياچه نيز ديدن كنند.
درياچه اورميه دومين درياچه شور جهان پس از بحرالميت است. از اين رو تنها موجودات زنده اين درياچه ماهي هاي ريزي به نام «آرتيميا» هستند كه در پرورش ماهي از آنها استفاده مي شود.
از ساحل هاي اورميه، املاح آب هاي درياچه و لجن ها و جلبك هاي موجود در درياچه اورميه نيز استفاده هاي درماني زيادي مي شود. لجن ها و املاح درياچه اورميه براي درمان بيماري هاي پوستي و روماتيسمي موثرند
بحرانهاي  زيست محيطي درياچه اورمیه:
مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد كه خطرهاي جدي اكوسيستم درياچه اورمیه را تهديد مي‌كند و علائمي مبني بر كاهش كاركردهاي اكولوژيكي آن به دليل فعاليتهاي انساني مشاهده مي‌شود. تنظيم و ذخيره آب رودخانه‌ها در پشت سدها و برداشت آب براي مقاصد كشاورزي و شرب از رودخانه‌هاي منتهي به درياچه و كاهش آب ورودي به درياچه، فاضلابهاي صنعتي و شهري تصفيه نشده و يا نيمه‌تصفيه شده و نيز پساب حاصل از طرح‌هاي آبياري بر كيفيت آب درياچه و ايجاد بزرگراه شهيد كلانتري كه تاثير مهمي بر گردش آب و شوري و حيات آرتميا داشته است، درياچه اورمیه را مورد تهديد جدي قرار داده است
آسيبهاي زيست محيطي ميانگذرشهيد کلانتري
الف-رسوب گذاري غير متعارف در کف درياچه اورميه
در حالى كه آخرين تصاوير ماهواره اى از افزايش حجم رسوبات در اطراف محل احداث پل ميان گذر درياچه اورميه خبر مى دهد كارشناسان محيط زيست اعلام كردند: «تاكنون ۱۲۰ هكتار از درياچه اورميه با احداث جاده شهيد كلانترى نابود شده است.» «آخرين تصاوير ماهواره اى از درياچه اورميه، نشان مي دهداكه با گردش رسوبات به سمت ميان گذر، حجم رسوبات در اين منطقه به شدت افزايش يافته و درياچه را حتى پيش از احداث پل در آستانه دو نيم شدن قرار داده است.». در صورت تفکيک در ياچه به دو قسمت شمالي وجنوبي ، افزايش ارتفاع سطح لجن درياچه جنوبي به طور متوسط سالانه حدود 5تا6 سانتي متر بيشتر از سطح لجن درياچه شمالي خواهد بود.اين نامتقارن بودن انباشتگي رسوبات طرفين بزرگراه مي تواند تنشهاي نا متقارني بين دو طرف جاده وارد آورد و چون بدنه بزرگراه به صورت شناور در لجن دريا مستقر است
با گذشت زمان انباشتگي رسوبات درياچه اي تشديد مي شودکه پايداري بزرگراه را تهديد مي کند .
احداث پل ميان گذر درياچه اورميه در شرايطى صورت مى پذيرد كه پيش از اين بانك جهانى با حمايت مالى از پروژه مطالعاتى مديريت حوزه آبريز درياچه اورميه اعلام كرده بود: «احداث اين بزرگراه به طور مستقيم منجر به از بين رفتن بخشى از بستر درياچه اورمیه و سطح آب شده است و ساخت پى بزرگراه به عرض ۸۰ متر در كف درياچه و به طول ۱۵ كيلومتر، مساحت حدود ۱۲۰ هكتار از درياچه را نابود كرده است.
ب- آلودگي صوتي و اثرات نا مطلوب آن بر حيات وحش منطقه و پرندگان مهاجر : درحال حاضر ، تردد قايق هاي موتوري ، به نوعي موجب کاهش جمعيت پستانداران و پرندگان درياچه به ميزان بالايي شده است.
ج – آلودگي خاک و آب وهواي منطقه
د – انقطاع نسبي روند حرکت طبيعي آب درياچه اورمیه .
ه- کاهش ظرفيت خود پالايي آب واثر آن بر توليد آرتيميا و جلبک هاي موجود.
اقدامات اجرايي و توصيه شده براي جلوگيري از نابودي درياچه:
1- درياچه اورميه با انتقال آب خزر زنده مى ماند:
محسن فرج پور از كارشناسان حوزه آب ، پيشنهادى براى حل مسأله درياچه اورميه مطرح كرد. او با استناد به دلايلى انتقال آب از خزر به درياچه اورميه را يگانه راه ماندگار براى حل مسأله غامض درياچه اورميه دانسته است. يكى از بزرگترين مشكلات درياچه فوق سطح ارتفاع آن از درياهاى آزاد مى باشد كه موجب ايجاد تبخير بالاتر از حد معمول در درياچه مذكور مى شود. همچنين با گسترش فضاهاى شهرى و انسانى، كشاورزى و حفر چاه هاى عميق به ناچار از رودخانه هاى تغذيه كننده استفاده بيش از حد به عمل آمده و اين دو معضل همراه با نفوذ آب به طبقات زيرين به يك اندازه و كاهش بارش باعث شورى بيش از حد آب درياچه مى گردد. لازم به توضيح مى باشد اين عمل هزاران سال است كه به وقوع پيوسته و در سالهاى نزديك سير صعودى داشته است. لذا چاره اى جز تغذيه اجبارى آب به داخل درياچه به نظر نمى رسد. به نظر ايشان مى توان با طرح نمودن گزينه درياى خزر براى نجات درياچه اورميه اقدام كرد. درياى خزر با عمق ۱۰۲۵ متر و ۳۰ متر پايين تر از سطح اقيانوسهاى آزاد و با طول كرانه جنوبى ۶۵۷ كيلومتر كه از دهانه رودخانه آستارا تا خليج حسين قلى واقع گرديده. همچنين شهرهايى مانند نوشهر، محمودآباد، رامسر، ۲۷ متر پايين تر از سطح آزاد درياها هستند. در سالهاى اخير با گرم شدن كره زمين و ذوب شدن يخهاى كشور همسايه شمالى و بالا آمدن آب سطحى زمينهاى كشاورزى (آيشى) در جلگه ها چاره اى جز باز نمودن دريچه رودخانه ولگا و مشتقات آن كه ۶۰ درصد تأمين آب درياى خزر را به عهده دارد نداشته تا از طغيان آب جلوگيرى به عمل آورد. از اين رو هم ميهنان در سالهاى گذشته با بالا آمدن آب در كرانه هاى جنوبى دچار خسارت گرديده اند. درياى خزر با توجه به اتصال به رودخانه هاى آب شيرين جزو درياچه هاى آب شيرين است. اما نمك و شورى اين دريا با توجه به بسته بودن و تبخير بالا نه به مقدار درياهاى آزاد بلكه كمتر از آن است كه با برداشت از آبهاى موجود چرخه جايگزينى از رودخانه ها بيشتر و در نهايت از شورى كمترى برخوردار خواهد گرديد .
در طرحى كه ارائه مى گردد انتقال آب درياى خزر به درياچه اروميه پيش بينى شده است كه اين فرآيند با استفاده از الكتروپمپ و بعضاً توربوپمپ با ظرفيت مناسب و استفاده از لوله هاى فولادى و بعضاً لوله هاى پلاستيك خواهد بود براساس ميزان آب موردنياز قطر لوله موردنظر ،تعيين و تعداد الكتروپمپ ها مشخص و هرگونه نيازهاى آتى نيز در طرح لحاظ خواهد گرديد. 
از آنجا كه يكى از مشكلات اجرايى اين قبيل طرحها، تحصيل زمين موردنياز و بخش عمده اى از هزينه ها را در برخواهد داشت استفاده از منتهى اليه داخل حريم خطوط لوله و نفت و گاز موجود در منطقه و جاده ها و راه آهن و دكلهاى برق موردنظر طرح مى باشد كه نهايتاً آثار تخريبى محيط زيستى طرح نيز كمتر خواهد بود. برداشت آب از حوالى شهر آستارا شروع و پس از گذر از اردبيل و سراب به تبريز ادامه يافته و از آنجا با عبور از مسير جاده جديد تبريز - اورميه مسير (شهيد كلانترى) به حوالى درياچه اورميه خواهد رسيد كه طول تقريبى اين مسير حدود ۳۶۰ كيلومتر پيش بينى مى گردد. 
در طول مسير طى شده هر كجا امكان وجود تغذيه آب شيرين به اين خط لوله نيز فراهم باشد امكانات لازم در طرح گنجانيده شده و امكان استفاده دو منظوره رفت و برگشت آب در تمام يا قسمت هايى از مسير كه در زمانهايى از سال در صورت نياز بتواند آب شيرين را از نقاط پايين دست به بالا انتقال دهد نيز ميسر خواهد بود. استفاده از نيروى مازاد آب در نقاطى كه مازاد فشار دارد به عنوان توليد برق و تفكر احداث نيروگاه ذخيره اى نيز مى تواند در صورت نياز در طرح منظور شود. 
نمك كمتر موجود در آب درياى خزر نسبت به نمك آب درياچه اورميه و امكان تداوم جريان انتقال آب در تمام سال مى تواند در احياى درياچه اورميه نقش مؤثرى را داشته باشد كه اثرات مثبت آن ايجاد هزاران فرصت شغلى در زمينه هاى كارى و كشاورزى، تلطيف هواى اطراف درياچه، ايجاد خطوط كشتيرانى، افزايش آبهاى زيرزمينى و احيا و تداوم حيات وحش و آبزيان و پرورش ماهى و حفظ محيط زيست و تغييرات اساسى در تمام زمينه هاى مرتبط در اطراف درياچه اورميه خواهد بود. همچنين پس از انتقال آب و نجات درياچه اورميه با طرح و ساخت شاخصهاى ميله اى در عميق ترين نقطه درياچه و نصب كنترل هايى از انواع برقى، الكتريكى و مكانيكى توأم با هم به صورت شناور و يا مقدار سطح آب درياچه را دائماً يكسان نگه داشته و از هزينه هاى روزانه استفاده و از طول خط لوله كاسته و همچنين از طغيان و يا پايين رفتن مجدد سطح درياچه جلوگيرى به عمل آورد و با طرح و ساخت دستگاه هاى آب شيرين كن كه مى تواند از انواع تبخيرى، الكتروليز، فشارى و يا مخازن كربنى مى باشد،  براى مصارف كشاورزى و خانگى استفاده نمود.
2-طرح سرازيرکردن آب رود خانه هاي زاب بزرگ و کوچک به درياچه اورمیه  :
به منظور سامان دهي و احيا آب درياچه اورميه ، طرح سرازير کردن آب رودخانه هاي زاب بزرگ وکوچک به درياچه اورميه با احداث يک سد درمنطقه پيرانشهر(نزديک سردشت)در آزربايجان غربي  مورد بررسي قرار گرفت. در سال 83
با احداث اين سد آب شيرين رود خانه ها ي زاب بزرگ وکوچک از مسير کشور عراق منحرف شده و به درياچه اورميه مي ريزد.
سالانه نزديک به 2 ميليارد  متر مکعب آب شيرين قابل شرب بدون هيچ محدوديتي از طريق رودخانه هاي فوق در بانه وارد کشور عراق مي شود در حالي که هيچ پروتکل بين المللي براي حل اين مشکل وجود ندارد.
به همين دليل وزارت نيرو تصميم گرفته با احداث اين سد مخزني بزرگ در نزديکي سردشت ، تا حد امکان آب رودخان هاي زاب را به حوزه هاي داخلي منحرف نمايد.
اين دو رودخانه متعلق به شمال غرب ايران است و آبهاي اضافي آن به عراق مي ريزد . در حالي که آب بسيار سرشار اين دو رودخانه مي تواند درياچه را از خطر نابودي نجات دهد.
سرازير شدن آبهاي شيرين به اين درياچه مي تواند گونه هاي زيست محيطي را دراين منطقه افزايش دهد. اما ادعا  دليل براين نيست که اگر آب اين دو رودخانه نباشد ، درياچه به کلي نابود خواهد شد.
3- انتقال آب شيرين و غذا براي مصرف جانوران درياچه اورمیه:
30 هزار ليتر آب‌شيرين و 200 بند علوفه به دليل كم شدن آب شيرين و غذا براي حيات‌وحش جزاير درياچه اورميه به اين جزاير منتقل شد.
به گزارش سايت رسمي سازمان حفاظت از محيط زيست ايران، مسئولان پارک ملي و درياچه اين اقدام را با همکاري سازمان همياري شهرداري‌هاي استان انجام داده‌اند. اين اقدام با استفاده از يك شناور انجام شده است.
کارشناسان حفاظت از محيط زيست معتقدند كه براي رفع مشکل كمبود آب و غذاي حيات وحش، بايد طرح تعديل جمعيت وحوش در منطقه انجام گيرد. اين موضوع هم اکنون در حال بررسي است.
-پروژه مديريت جامع درياچه: سال 84
از سوى بانك جهانى طرحى با عنوان برنامه مديريت جامع درياچه اورميه ارائه شده كه اين طرح با تركيب طرحهاى ارائه شده توسط ايران منجر به تدوين پروژه پارك ملى درياچه اورميه شد.
پروژه حفاظت طى  ۷ سال در دو سطح بين المللي و داخلي اجرا مي شود و با نجات درياچه اورميه از بحرانها، الگويى نو از مديريت جامع زيست بومهاى تالابى كشور ارائه مى دهد.
اولين جلسه مشترك مديريت يكپارچه درياچه اورميه به عنوان نخستين گام درعملى شدن پروژه نجات اين درياچه در تبريز برگزار شد.
تا چندى پيش، كليه مسائل درياچه اورميه به صورت يكجانبه توسط آزربايجان غربى اداره مى شد اما كارشناسان مسائل زيست محيطى ضمن انتقاد از اين وضع، ايجاد مديريت يكپارچه و مشترك با استانهاى همجوار اين درياچه را مهمترين راه استفاده از تمامى پتانسيل هاى موجود دانسته بودند. از همين رو اولين جلسه مديريت يكپارچه درياچه اورميه نخستين مرحله از اجراى پروژه بين المللى نجات درياچه اورميه به شمار مى آيد.
مبلغ ۳ ميليون دلار توسط بانك جهانى از محل تسهيلات محيط زيست جهانى (GEF) در اختيار ايران قرار مى گيرد و مابقى هزينه پروژه بايد توسط دولت ايران تأمين گردد.
گفته مى شود بودجه اى بالغ بر ۷ ميليون دلار از محل اعتبارات داخلى براى انجام پروژه پارك ملى درياچه اورميه در نظر گرفته شده است.
هدف اصلى از انجام اين طرح ارائه راه حل قطعى آلودگى درياچه اورميه مي باشد.
گفتنى است يكصد و بيست تن از كارشناسان داخلى به همراه كارشناسان انگليسى مشغول بررسى پروژه مذكور مى باشند كه به گفته مسؤولان تاكنون ۱۲ درصد كل كارانجام يافته است.
تایماز اورمولو

Saturday, May 1, 2010

مجتمع گردشگری باری در ساحل دریاچه اورمیه

مجتمع گردشگری باری مجموعه‌ای اقامتی، درمانی، ورزشی، گردشگری، پذیرایی و فرهنگی است كه در ساحل زیبا و كم‌نظیر دریاچه‌ی اورمیه(اورمو گولو)، دومین دریاچه بزرگ نمك جهان، بنا نهاده شده است. این مجتمع در 40 كیلومتری جاده سلماس- اورمیه قرار دارد و از نظر آب و هوایی و مناظر طبیعی در یكی از بی‌بدیل‌ترین مناطق جغرافیایی قرار گرفته است.
واقع‌شدن در ساحل دریاچه‌ی اورمیه(اورمو گولو)، كه خود گنجینه‌ی طبیعی پرارزش و بی‌نظیری‌ از خواص شگفت‌انگیز درمانی و زیست‌محیطی است و بهره‌گیری شایسته از امكانات طبیعی آن از اصلی‌ترین دلایل ایجاد مجتمع باری بوده، از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. احیای ارزش‌های سنتی منطقه در به‌كارگیری پدیده‌های طبیعی برای سلامت و تندرستی و همچنین ایجاد مجموعه‌ای منطبق بر استانداردهای جهانی و فراهم‌كردن فضایی مناسب و شایسته برای گردشگران داخلی و خارجی از دیگر اهداف ایجاد و احداث این مجموعه است.
با راه‌اندازی و بهره‌برداری از این مجموعه توجه بسیاری از مسافران و گردشگرانی كه برای بهره‌بردن از امكانات مشابه به خارج از كشور مسافرت می‌كردند، به این مكان جلب شده است. این مساله به خودی خود می‌تواند گام مثبتی در مسیر بهره‌برداری از منابع داخلی و جلوگیری از خروج ارز از كشور باشد. ضمن آن‌كه برای مسافران و گردشگران نیز هزینه‌های مسافرتی و تفریحی به میزان زیادی كاهش خواهد یافت.
باری اولین و تنها طرح ملی عملی شده‌ی دهكده سلامت در كشور است و تا كنون بخش‌های بزرگی از آن به بهره‌برداری رسیده است. پیش‌بینی می‌شود كه این مجموعه در آینده نزدیك و با پایان یافتن فازهای بعدی طرح، پذیرای بیش از 400 هزار نفر گردشگر داخلی و خارجی باشد.
حجم سرمایه‌گذاری‌های انجام شده در این مجموعه نیز از دیگر وجوه تمایز آن به شمار می‌آید. باری اولین سرمایه‌گذار بخش خصوصی پروژه ملی دانشكده هتل‌داری  مدرن در كشور است. با بهره‌برداری از این دانشكده، علاوه بر تامین نیروی انسانی مورد نیاز این مجموعه، سالانه نیروهای متخصص و آموزش‌دیده‌ی زیادی روانه بازار هتل‌داری  كشور خواهند شد كه می‌تواند درصدی از كمبودهای كشور را در زمینه تامین نیروی انسانی آموزش دیده در بخش خدمات گردشگری را رفع نماید.
با وجود آن كه هنوز مدت زمان زیادی از بهره‌برداری از بخش‌های مختلف مجتمع باری نگذشته، این مجموعه موفق شده است به نامی آشنا در جاذبه‌های گردشگری منطقه تبدیل شود و سالانه تعداد زیادی از مسافران و گردشگران داخلی و خارجی را به سوی خود جلب و با ارزش‌های نهان و آشكار دریاچه‌ی اورمیه آشنا كند.
بهره‌برداری نهایی از تمام فازهای این پروژه در حدود 5 سال به طول خواهد انجامید. پس از تكمیل و نهایی‌سازی این پروژه، علاوه بر استفاده‌ی بهینه از امكانات طبیعی دریاچه اورمیه، بیش از 500 فرصت شغلی ایجاد خواهد شد كه این می‌تواند گامی موثر در جهت كاهش نرخ بیكاری در منطقه باشد.
هم‌اكنون بیش از 300 نیروی كارآزموده و آشنا به آموزش‌ها و تخصص‌های هتل‌داری  و خدمات وابسته به آن در مجموعه باری و در بخش‌های مختلف رفاهی، اقامتی، درمانی، ورزشی و فرهنگی و ساختمانی به فعالیت‌های مختلف اجرایی، خدماتی و كارگاهی مشغول هستند و هریك متناسب با جایگاه شغلی و نوع كار خود با كمك مجرب‌ترین تیم‌های آموزش خدمات گردشگری تعلیم دیده و از هر نظر برای ارایه و عرضه این خدمات مهیا شده‌اند.
تاریخچه باری
باری نام روستایی در 40 كیلومتری جاده‌ی اورمیه- سلماس و در ساحل دریاچه‌ی اورمیه(اورمو گولو) است. اندیشه‌ی تاسیس یك مكان گردشگری در ساحل دریاچه‌ی اورمیه از سال‌ها پیش دغدغه‌ی ذهنی بنیان‌گذاران این مجموعه بود.
مقایسه‌ی كوچكی میان امكانات فعلی منطقه، در كنار پدیده‌ی بكر و نادری چون دریاچه‌ی اورمیه كه دومین دریاچه‌ی بزرگ شور دنیا پس از بحرالمیت (Dead Sea) است، نشان می‌دهد كه در بهره‌برداری از منابع طبیعی آن كم‌كاری شده است. همین مسئله سبب شد تا بنیان‌گذاران این مجموعه به فكر تاسیس مجموعه‌ای باشند، كه بتواند امكانات رفاهی، اقامتی، درمانی، ورزشی و فرهنگی كاملی را برای تمام كسانی كه به اهمیت و ارزش آب دریاچه اورمیه پی برده‌اند فراهم كند.
كلنگ احداث مجتمع گردشگری باری در سال 1376 زده شد و پس از انجام اقدامات اولیه هم‌چون ساختن جاده و تامین زیرساخت‌ها بالاخره اولین فاز این پروژه در سال 1382به بهره‌برداری رسید. این پروژه در نهایت یك دهكده گردشگری منطبق بر استانداردهای جهانی خواهد بود كه امكانات كم‌نظیر درمانی نظیر مراكز پیشرفته و مجهز آب درمانی با استفاده از چشمه‌های آب معدنی (Spa)، امكانات لجن درمانی، نمك‌درمانی، ماساژ درمانی، پلاژها و استخرهای مجهز، فیزیوتراپی، مراكز مشاوره‌ی روماتولوژی، دردهای استخوان و مفاصل و حوضچه‌های آب شور و معدنی برای استفاده‌ی بیماران از یون‌های آزاد موجود در محیط را در خود خواهد گنجاند.
هم‌اكنون این مجموعه گردشگری امكانات پیش‌بینی شده در پروژه‌ی نهایی را در اندازه‌ی كوچك‌تر در خود جای داده است. این امكانات شامل امكانات اقامتی (هتل 5 ستاره، ویلاهای اختصاصی و سوییت)، امكانات پذیرایی (سالن‌های پذیرایی، رستوران و سفره‌خانه سنتی)، ورزشی (استخر، سالن بولینگ و بیلیارد، دوچرخه‌سواری، مانژ اسب سواری، قایقرانی و ورزش‌های آبی، تیراندازی، اسكیت تراپ و...) و درمانی (پلاژ، جكوزی، حوضچه‌های مخصوص آب دریاچه و آب شیرین و...) است.
تصاویر منطقه زیبا و توریستی باری را در زیر می توانید مشاهده کنید: 
عکسها از حمید حبی




Tuesday, April 27, 2010

Sunday, February 21, 2010

ریشه شناسی نام چند محله ی تاریخی اورمو










اورمو ديار باستاني با تاك هاي انگور و باغات ميوهايي كه ياد بهشت برين را در ذهن متجسم مينمايند در كنار درياچه ايي(اورمو گولو) كه همچون گوهري بر تارك منطقه مي درخشد با مردماني غيور و آگاه و مهربان با تاريخي هزاران ساله كه نسل مردمانش را به قدمت ((گؤي تپه))، ((تام تاما))، ((زرتشت)) و ... مي رساند بحق پايتخت تاريخي آزربايجان است كه مهد تمدنهاي باستاني بزرگي همچون آراتتاها، مانناها، هوريها، اورارتوها و ... بوده است كه در بطن تاريخ گاه صفحاتش از تمدن آفريني و مدنيت مردمانش پرغرور و در مقطعي با نواهاي روح انگيز و بي بديل ((صفي الدين اورموي)) و عرفان ((حسام الدين چلبي اورموي)) و اشعار دل انگيز ((حيران خانيم)) و دلاورمرداني نظير ((عسگر خان)) و ((كاظم خان)) موجبات افتخار امروز ماست و البته گاه از سختي هايي كه نارفيقان و دشمنان و متجاوزان بر هيبتش وارد ساخته اند مويه هاي دردناكي دارد كه تن و روح هر وارسته ايي را بدرد مي آورد. اما آنچه كه موضوع مطلب جاريست، نگاهي بر اسامي برخي مناطق و محلات اورمو است كه در ذيل به ريشه نامگذاري آنها اشاره مي شود:
گؤل اوستو: اين ميدان چند سال قبل به نام ميدان امام حسين (ع) تغيير يافته است. در زمان قديم در آن منطقه چشمه هاي بزرگي بودند كه بدين سبب نام گؤل اوستو را بدان داده بودند كه آن چشمه ها آب آشاميدني نواحي زيادي از شهر را تامين ميكردند.
نوو گئچر: اين قسمت از شهر اكنون پنجراه ناميده ميشود. نوو گئچر در امتداد گؤل اوستو قرار دارد كه از دو كلمه تركي "نوو" به معناي محل تقسيم و انتقال آب (ناودان كه در پشت بام ساختمانهاست از همين ريشه است) و "گئچر" به معناي محل عبور، است تشكيل شده است. آب شهر از گؤل اوستو به نوو گئچر سرازير شده و از آنجا به مناطق مختلف شهر منتقل ميشد كه بدين سبب نام نوو گئچر را به اين منطقه داده اند.
عسگرخان: اين منطقه قديمي شهر كه يكي از دروازه هاي 8 گانه اورمو بوده است با نام يكي از سرداران رشيد و وطن پرست طايفه بزرگ افشار بنام ((عسگرخان)) كه اولين سفير ايران در فرانسه بوده است نامگذاري شده كه خوشبختانه تاكنون نيزنام اصلي خود را حفظ كرده است. در سال 1218 ه.ق عسگرخان فرمانده لشگر اورمو بود كه در جنگ با روسها در ايروان، باكو، گنجه و نخجوان طايفه افشار و دلاوران اورميه ايي به سركردگي عسگرخان رشادتهاي زيادي از خود نشان دادند و سپس نيز در همين دروازه عسگرخان در مقابل مهاجمان و ياغيان تالانگر كه از عشاير كرد بودند شهر را حفظ كردند. عسگرخان در 8رجب 1249 ه.ق وفات كردند.
چالا باشي: اين منطقه از شهر اكنون به چهاربخش تغيير نام يافته است كه از دو كلمه تركي "چالا" به معناي "گودي و چاله" و "باشي" به معناي "سر" تشكيل شده است. در زمان جنگهاي عثماني و صفويه مردم و لشگريان در اين منطقه از شهر كه مسير حمله عثماني به اورمو بود با حفر چاله و خندقهايي اقدام به دفاع از شهر كرده اند كه به همين جهت اين منطقه با عنوان چالا باشي خوانده مي شد. 
جارچي باشي: اين منطقه از شهر كه در قديم محل استقرار و مكان اصلي اطلاع رساني جارچيان شهر بود كه در مواقع لزوم با دستوراتي كه دريافت ميكردند مسائل مختلف و مهم را بوسيله جار كشيدن در كوي و برزن به اطلاع مردم ميرساندند كه به همين جهت اين محله كه اكنون در خيابان شهيد باكري قرار گرفته است جارچي باشي ناميده شده است.
وكيل باشي: اين محله نيز در خيابان شهيد باكري قرار گرفته كه محل سكونت وكلا و داروغه و قاضي شهر بوده است. 
شيخ تپه: يكي از مناطق زيبا و اصلي شهر بصورت تپه ايي بزرگ است كه پارك جنگلي نيز در اين منطقه قرار دارد. در سال 1297 ه.ق شيخ عبيدالله شمزيناني از رهبران فرقه نقشبنديه كه كرد زبان بود از تركيه به خاك غرب آزربايجان و اورمو حمله نمود و غارتگريها و جنايات و قتل عامهاي فجيع و دهشت باري در اورمو، سلماس، سويوق بولاق (مهاباد) و قوشاچاي (مياندوآب) انجام داد كه تاريخ از بازگويي آنها شرمسار و دردآلود ميباشد. شيخ عبيدالله در تپه هاي منطقه ايي كه اكنون شيخ تپه ناميده ميشود شهر را مورد هدف قرار ميداد و در اين منطقه از شهر نيز ساكن بوده است كه از آن تاريخ تاكنون آن منطقه را شيخ تپه ناميده اند. 
عرشلو: این منطقه که با بافتی روستایی در بافت جدید شهر در مابین خیابانهای البرز، میثم و فرهنگیان قرار دارد نام یکی از طایفه های قدیمی تورکهاست. "عره ش" در ترکی به معنای واحد طول(از مرفق الی نوک انگشتان) بکار میرود.
دوققوز پله: يخچال دوققوز پله در محله اي قديمي به عسگرخان و در كنار نهر كوچكي به نام ((دره چاي)) در شهر اورمو قرار دارد که البته محله ایی نیز به همین نام در آن نقطه از شهر موجود است. دوققوز در تركي به معناي نه (9) مي باشد که عدد 9 در ترکی جزو اعداد مقدس و معنی دار است که در بسیاری از آثار باستانی آزربایجان به عدد 9 برمی خوریم. تا قبل ازگسترش شهر به صورت فعلي، اهالي اورمو از اين یحچال بعنوان محل نگهداری يخ استفاده مي كردند و نيز مراسم چهارشنبه سوري را در كنار حوضچه اي كه آب نهر به آن مي ريخت و فاصله اش با يخچال حدود چهل متراست برگزار مي گردید. با توجه به شكل ساختمان و نقشه اي يخچال ،به نظر مي رسد اين بنا به دوره قاجار تعلق دارد. بنا و سقف آن از سنگ و آجر است. اين يخچال هنوز سالم باقي مانده و صدماتي به آن وارد نشده است. علاوه بر محلات فوق الذکر میتوان به محلاتی نطیر "یئددی درمان" ، "بدن دیبی" ، "آغداش" ، "توپراق قالا" ، "داش مچید" و ... اشاره کرد. اهمیت شناختن نامهای اصیل این مناطق در راستای تعریف هویت اصیل اورمیه است که در طول صده معاصر دردهای زیادی را از جانب متجاوزان و مهاجران بر خود دیده است. بنظر میرسد تهیه نقشه های فرهنگی اصیل در مناطق غربی آزربایجان کار ضروری و مهمی است که باید به سرعت از سوی مسئولان و مقامات مسئول و نیز دلسوزان فرهنگ آزربایجان صورت پذیرد.
رضا داغستاني:
ايضاح:بوردا ايشاره اولونان عسگرخان كي بو آددا بير دروازا اورمودا وار اونجه هيندو دروازاسي و او محله هيندو محله سي آدلانيرميش كي عسگرخان افشارين شهادتيندن سونرا عسگرخان آدلانير و اوشهيد اورمونون قوچ قبير صانديقيندا ياتيب. آمما ايرانين بيرينجي سفيري فيرانسادا ،عسگرخان عبدالمالكي گينه افشار طايفاسينداندي و جنرال مسچيدينين شبيستانيندا دفن اولوبدور كي گرك بير بيرلريله قاريشيلماسينلار
اومود اورمولو: به نظر بنده ریشه شناسی چند نامی که در نوشته ذکر شده به تحقیق بیشتر نیاز دارد.
نوشته حاضر جهت آشنائی نسبی به خوانندگان عرضه میشود.
http://www. sulduzxeber.blogfa.com